خرید بک لینک

دلم گرفته ...

بي تو دلم گرفته با من نمانده حالي با من غريبه گشتي بعد از گذشت سالي وقتي كه سهم من شد يك انتظار كهنه چشمم دگر ندارد اشكي به آن زلالي عمري سوال كردم تنهايي خودم را همواره شد جوابم آه و سكوت و لالي حالا كه دور دورم از پرتو نگاهت در قلب من دوباره جايت شده چه خالي آه اي مسافر من سهم من از وجودت يك بغض كهنه گشته با شكلكي خيالي

برچسب: نویسنده: میلاد قربانی تاريخ: دوشنبه 9 شهريور 1405 ساعت: 8:20

دوباره تنهايي

دوباره سكوت دوباره تنهايي دوباره من و يك دنيا خاطره دوباره تنها شده ام دوباره دلم تنگ است به اندازه غم يك گل پژمرده به اندازه سوز و تب يك دشت باران نخورده به اندازه اندوه مرغي تو قفس دوباره صورتم نم اشك را حس كرد دوباره باران را به انتظار نشسته ام دوباره درد را به مداوا نشسته ام دوباره دلشوره به دل نهفته ام دوباره ميخوام بسوي تو بيايم دوباره دلم هواي تو را كرده دوباره دلم هواي تو را كرده

برچسب: نویسنده: میلاد قربانی تاريخ: دوشنبه 9 شهريور 1405 ساعت: 8:20

ميـميـرم بــــرات بـراي خواب معصومانه عشـق كمـك كن بستـري از گـل بسازيـم به چه می اندیشی ؟؟؟ كاش میدانستم ... به چه می اندیشی ؟؟؟كه چنین گاه به گاه میسرانی بر چشم.... غزل داغ نگاه !می سرایی از لب.....شعر مستانه آه !راز زیبایی مژگان سیاهدر همین قطره لغزنده غم ....پنهان است ! و سرودن از تو با صراحت ! بی ترس ! .... باز هم كتمان است !كاش میدانستم ... به چه می اندیشی ؟؟؟رنج اندوه كدامین خواهش نقش لبخند لبت را برده ؟؟؟نغمه زرد كدامین پاییز ...غنچه قلب تو را پژمرده ؟؟؟؟كاش میدانس

برچسب: نویسنده: میلاد قربانی تاريخ: دوشنبه 9 شهريور 1405 ساعت: 8:20

روزی برای خودت قهوه خواهی ریخت ،روبه روی پنجره ایستاده و همینطور که گرمای فنجان قهوه را تا عمق سلول های تنت حس می کنی ، خبرهای روز را مرور خواهی کرد و ناگهان دلت خواهد لرزید ؛چون فراموش کرده ای به گل های پژمرده ی اتاقت آب بدهی .اما دلت برای کسی نخواهد لرزید !دلتنگ کسی نخواهی بود و افسوس چیزی را نخواهی خورد .روزی تمام غصه ها و آدم های رفته را در آسیاب عادت ، حل کرده و فراموش می کنی هرچیز و هرکس و هر خاطره ای را که آزارت می دهد ،و این نوعی مکانیسم دفاعیِ حیاتی برای سلامت و بقای انسان هاست .گاهی ل

برچسب: نویسنده: میلاد قربانی تاريخ: دوشنبه 9 شهريور 1405 ساعت: 8:20

هنوز دلم پیشته 

هنوز نتونستم رها کنم، هنوز حس میکنم ظلم بدی در حقم شده، هنوز ندیدم طبیعت بهترش رو سر راهم قرار بده هنوز تو بهترین اشتباه خوب منی هنوز دوست داشتنی ای هنوز زیبایی خاصی هنوز دلم پیشته هنوزم فکر میکنم زندگیم با تو قشنگ تر میشد حالا دیگه نیستی دیگه فایده نداره گفتن این حرفا کاش انقدر خوشحال بشم انقدر این زندگی بهم حال بده ک درد نبودنت رو فراموش کنم و به زندگیم برگردم..

برچسب: نویسنده: میلاد قربانی تاريخ: دوشنبه 9 شهريور 1405 ساعت: 8:20

ميـميـرم بــــرات بـراي خواب معصومانه عشـق كمـك كن بستـري از گـل بسازيـم من تو رو فراموش نکردم من تو رو فراموش نکردم، تو هم منو فراموش نکردی. ما فقط وانمود به فراموشی میکنیم. ما تظاهر میکنیم به هم فکر نمیکنیم، درحالی که همیشه به فکرِ همیم. ما تظاهر میکنیم دلتنگِ هم نمیشیم، ولی توام خوب میدونی که چقدر دلتنگِ همیم. ما تظاهر میکنیم حالِ خوب و بدمون واسه همدیگه اهمیتی نداره، اما هر دومون خوب میدونیم که جز ما دوتا، هیچکس برامون مثلِ ما نمیشه. ما تظاهر میکنیم زمانی به هم علاقه ند

برچسب: نویسنده: میلاد قربانی تاريخ: دوشنبه 9 شهريور 1405 ساعت: 8:20

صفحه بندی